سلام پاییز جان؛با این که چند صباحی به میهمانی من آمده ای تو را گرامی می دارم،قول می دهم با ایل و تبارت با خانوادۀ محترمت ،با خویشاوندان نزدیکت؛یعنی مهر ،آبان و آذر صمیمی باشم ،با مهر، مهر ورزی کنم،مهربان باشم، از این بستگان نزدیکت،مهرورزی را مضایقت نکنم،با آبان این خویشاوند نازنیت مصاحبت بیشتری داشته باشم،«همیشه رشتۀ صحبت را به چفت آب گره بزنم»با آذر این دوست عزیز تر از جانت دم خورو ایاق باشم،حتی ایل و تبار دورو دیرش را پاس بدارم چون تو تعلّق خاطر عجیبی به آن ها داری محض خاطر مبارک تو,عموزادگان عمویت آذز؛یعنی شعله،آتش،فامیل های بسیار دورش؛یعنی جرقه،زبانه ،خردک شررهای خاکستر های اجاقشان راهم این گونه و به سان آذر گشسب ،با آغوش باز و روی گشاده تحویل بگیرم.خیالت راحت راحت،حتی دوستان دوستان تو را هم که برای زمستان جا گرفته اند !(ارادتمند:فلکی)
[ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ ] [ 8:5 ] [ غلام حسین فلکی ] [ ]
ما را در سایت پله پله تا ملاقات خدا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 161