1)تکواژهای صرفی مثل(نشانه های جمع،«ی»نکره،تر و ترین) در کتاب های نو نگاشت درغیر ساده بودن واژه ها تاثیر گذارند ؛حال آن که در کتب گذشته بی تاثیر بودند. 2)«ی» نکره و نشانه های جمع،تا چند ماه پیش، از وابسته های پسین بود.(ص128،فارسی (2)،فارسی یازدهم،چ96)؛در حالی که در فارسی (2) پایۀ یازدهم امسال نیست. 3)ساختمان واژه با عنوان(ساده،مشتق و مرکب)آمده است.(ص8،علوم وفنون ادبی (3)پایۀ دوازدهم،چ97)؛حال آن که سال قبل این تقسیم بندی به صورت(ساده،وندی،مرکب و وندی-مرکب)آمده بود(ص8،فارسی(2)پایۀ یازدهم،چ96
البته و صد البته ،حذف اصطلاحات کهن و زائدو نیاز به اصطلاحات و تقسیم بندی های نوین و تازه نشان از پایایی،پویایی و کاربردی بدون هر زبان دارد؛با توجّه به موارد بالا ،نیز تشتت آرا و افکار بسیاری از همکاران ،با قطعیّت و قاطعیّت نمی توان نوع ساختمان برخی از واژه ها را که محلّ بحث بین ادیبان و زبان شناسان شده است تعیین کرد؛بنابر این پیشنهاد می شود که واژه های غیر ساده را به چند نوع تقسیم بندی کنیم: 1)غیر سادۀ نمایان با اجزای فعّال مثل:سنگواره،دریاچه،خندان،هماهنگ،گفت و گو،کتاب خانه 2)غیر سادۀ نا نمایان وگنگ با جزء یا اجزاِی غیر فعّال:دنبال،امروز،زمین،بالین،شاهین ،بی هوده/بیهده،.. 3)غیر ساده نا نمایان با اجزاء فعّال ولی تغییر یافته با فرایند های واجی:یاور،داور ،ناخدا(کشتی بان) 4)غیر سادۀ نمایان با جزء یا اجزا و ساختار نیمه فعّال:رنده،پوزش،باران،خسته،شکوفه،زیبا،سنگلاخ و...* *مورد اخیر شدیداً محلّ بحث و جدل ادبا با زبان شناسان است. ارادتمند:فلکی پله پله تا ملاقات خدا...